غلامرضا تختی، یکی از ورزشکاران و افتخارآفرینان بزرگ ایران است، اما ویژگی خاصی که او را به یک صفحه طلایی در تاریخ کشورمان تبدیل میکند، نگرش و منش پهلوانیاش میباشد. مرام و مسلکی خاص که او را به یک اسطوره واقعی تبدیل کرده است. در این نوشته وب سایت اینتر میلان شما را با غلامرضا تختی ، ستاره فوتبال جهان، آشنا خواهد کرد. همراه ما بمانید.
بیوگرافی غلامرضا تختی
غلامرضا تختی در تاریخ پنجم شهریور ماه سال ۱۳۰۹ در خانوادهای با شرایط متوسط به دنیا آمد؛ خانوادهای که در محله «خانیآباد» تهران سکونت داشتند. او کوچکترین فرزند این خانواده بود و در کنار دو خواهر و دو برادر بزرگتر خود، تحت سرپرستی پدرشان، «رجب خان»، رشد کرد. از نظر مالی، خانواده تختی در شرایط چندان مناسبی قرار نداشت و همیشه با چالشهای اقتصادی مواجه بود. تربیت صحیح و اصولی که او دریافت کرده بود، او را به تلاش دائمی واداشت تا در هر مرحلهای از زندگی، از دوران کودکی تا زمان نوجوانی، با کار و کوشش خود به کاهش مشکلات مالی خانواده کمک کند. این تلاش بهویژه در روزهایی که جهان درگیر جنگهای جهانی بود، بیشتر به چشم میآمد.
غلامرضا تختی کیست؟
غلامرضا تختی کیست
نام کامل : غلامرضا تختی
متولد : ۲۷ اوت ۱۹۳۰
محل تولد : تهران
تاریخ فوت : ۷ ژانویه ۱۹۶۸
محل دفن : مقبره ی ابن بابویه قمی، ری
قد غلامرضا تختی
قدغلامرضا تختی ۱٫۸ متر هست.
بچگی تختی
غلامرضا تختی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان حکیم نظامی تهران به پایان رساند. به دلایل نامشخص، او ادامه تحصیل در مقطع اول متوسطه را رها کرده و به کار مشغول شد. در کنار کار، تختی به ورزشهای زورخانهای و کشتی آزاد نیز پرداخت. پس از ترک تحصیل، او به ورزشهای زورخانهای و کشتی علاقهمند شد و تحت نظر پهلوان «سید علی حق شناس»، که در آن زمان به عنوان پهلوان اول تهران و ایران شناخته میشد، آموزش دید.
دوران کودکی غلامرضا تختی
تختی در سال ۱۳۲۷ به خدمت سربازی رفت و در تاریخ ۲۵ مهر همان سال به استخدام اداره راهآهن درآمد. او همچنین سابقه کار در شرکت نفت مسجد سلیمان را داشت. در طول زندگیاش، به فعالیتهای عامالمنفعه پرداخته و خدماتی به نیازمندان ارائه داد. او عضو جبهه ملی ایران بود و در نهضت ملیشدن نفت در کشور نیز فعال بود.
زندگینامه غلامرضا تختی
زندگی غلامرضا تختی
تختی پس از بازگشت از خوزستان (مسجدسلیمان) به خدمت سربازی اعزام شد. در دوران حضورش در سربازخانه، از فرصتها و توجهات موجود بهره برد و با تشویق و حمایت دبیر وقت فدراسیون کشتی که در دژبان ارتش فعالیت داشت، تمرینات کشتی خود را دوباره از سر گرفت. او درباره این دوره میگوید که وقتی در سال ۱۳۲۸ در مسابقات ورزشی کاپ فرانسه شرکت داشت، در همان اولین مسابقه با ضربه فنی شکست خورد. اما تمرینات سخت و مداومی که انجام داد، به او کمک کرد معنای واقعی مبارزه را بفهمد. تختی معتقد بود که هرچند اشتیاق به پیروزی در دل داشت، تلاش و کوشش را آغازگر مسیر موفقیت میدانست.
به این ترتیب، تختی با تمرینات منظم و پشتکار مثالزدنی توانست به تدریج از شکستها عبور کند و در نهایت، در سال ۱۳۳۰ در وزن ششم (۷۹ کیلوگرم) به عضویت تیم ملی درآمد.
خانواده تختی
مادر غلامرضا تختی
پدر غلامرضا تختی
نام پدر و مادر : رجب تختی ، صغری تختی
عکس جهان پهلوان تختی و مادرش
زندگی شخصی تختی
تختی در روز پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۳۴۵ با شهلا توکلی ازدواج کرد. برخی منابع به اشتباه تاریخ ۳۰ بهمن را ذکر کردهاند، اما با توجه به تولد بابک در شهریور ۱۳۴۶، این اشتباه منجر به گمانهزنیهای نادرست شده است. حاصل این ازدواج پسری به نام بابک بود که در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۴۶ به دنیا آمد. شهلا توکلی سرانجام در ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ و در سن ۶۸ سالگی در بیمارستان ایران مهر تهران درگذشت.
همسر غلامرضا تختی
همسر: شهلا توکلی ( ازدواج ۱۹۶۶-۱۹۶۸)
عکس غلامرضا تختی و شهلا توکلی
غلامرضا تختی و همسرش
تعداد فرزندان تختی
تعداد فرزندان: ۱
فرزندان غلامرضا تختی
بابک تختی تنها فرزند و وارث غلامرضا تختی و شهلا توکلی به شمار میآید. یکی از آثار برجسته او کتابی با عنوان “در جستجوی پدر” است که به زندگی پدرش، غلامرضا تختی، معروف به محبوبترین ورزشکار تاریخ ایران، میپردازد.
همسر او، منیره روانیپور، نویسندهای شناختهشده در ادبیات ایران است. از این ازدواج پسری به نام غلامرضا به دنیا آمده است. بابک تختی مدیریت نشر قصه را بر عهده دارد و تاکنون داستانهای کوتاه متعددی از او منتشر شده است. یکی از آثار او نیز در مجموعه داستانهای کوتاه ایران و جهان به چاپ رسیده است.
غلامرضا تختی و پسرش
خانه غلامرضا تختی
در آستانه پنجاه و سومین سالگرد غلامرضا تختی، پهلوان بزرگ و اسطورهای که یادگار نیکنامی خود را بر جای گذاشت، امروز دیگر نه محله فرشته تختی را در خود دارد، و نه خانهباغی که قرار بود بر اساس این مصوبه به خانهموزه تبدیل شود. همچنین، نام کامل جهان پهلوان غلامرضا تختی اکنون بر خیابان و زورخانه منقش شده است تا یاد او همچنان زنده بماند.
ماشین غلامرضا تختی
تختی یک خودروی بنز ۱۷۰ سبزرنگ داشت و هر وقت نیاز به تعمیر داشت، آن را به تعمیرگاه نادر میبرد. این تعمیرگاه که توسط دو شریک به نامهای علی و آوانس اداره میشد، همیشه مقصد تختی بود.
والپیپر تختی
والپیپر غلامرضا تختی برای کامپیوتر
عکس پروفایل تختی
wallpaper takhti
wallpaper Gulam Rıza Taht
wallpaper 4k Gulam Rıza Taht
زندگی ورزشی غلامرضا تختی
غلامرضاتختی در دومین دوره مسابقات جهانی کشتی که در خرداد ۱۳۳۳ (۱۹۵۴) در توکیو برگزار شد، در وزن هفتم (۸۷ کیلوگرم) به میدان رفت. با وجود درخشش و شایستگی زیاد، یک شکست غیرمنتظره مقابل “وایکینگ پالم” از سوئد باعث شد از راهیابی به فینال بازماند و در نهایت به رتبه چهارم این وزن بسنده کند. تختی اما شش ماه بعد در یک مسابقه دوستانه در سوئد، توانست “پالم” را با ضربه فنی شکست دهد و آن شکست غافلگیرانه را جبران کند.
شادروان تختی در سال ۱۹۵۵ نیز در جشنواره بینالمللی ورشو موفق به کسب مدال نقره شد. با این حال، حضور او در سومین دوره مسابقات قهرمانی جهان (استانبول، ۱۹۵۷) تجربهای دشوار بود. در این رقابتها که برای نخستین و تنها بار در وزن فوق سنگین آن زمان (۸۷+ کیلوگرم) شرکت کرد، به دلیل وزن کمتر نسبت به سایر حریفان با دو شکست از دور مسابقات کنار رفت.
با وجود این ناکامی، تختی در استانبول نیز با افتخار کشتی گرفت و عملکرد او با توجه به آنکه با وزن ۹۲ کیلوگرم مقابل کشتیگیران فوق سنگین مبارزه میکرد، ارزشمند بود و نمیتوان آن را کاملاً ناکام تلقی کرد.
غلامرضا تختی ملبورن
غلامرضا تختی در ملبورن
در بازیهای المپیک ملبورن (استرالیا) که آذرماه ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) برگزار شد، تختی بار دیگر در وزن هفتم (۸۷ کیلوگرم) حاضر شد و به مصاف حریفانی از شوروی، آمریکا، ژاپن، آفریقای جنوبی، کانادا و استرالیا رفت. او با غلبه بر تمامی رقبا موفق شد اولین مدال طلای خود را کسب کند.
این دستاورد برای تاریخ ورزش ایران لحظهای خاص بود، چرا که برای نخستین بار، قهرمانانی از آمریکا و شوروی در یک رقابت مهم جهانی پایینتر از یک ورزشکار ایرانی قرار گرفتند.
جهانپهلوان غلامرضا تختی در اسفند همان سال با پیروزی بر مرحوم حسین نوری به مقام پهلوانی ایران دست یافت و موفق شد بازوبند پهلوانی را دریافت کند. او این عنوان را در سالهای ۱۳۳۶ و ۱۳۳۷ نیز تکرار کرد و جایگاه خود را بهعنوان یکی از قهرمانان برجسته تثبیت کرد.
غلامرضا تختی توکیو
غلامرضا تختی در توکیو
در سال ۱۹۵۸، تختی توانست در بازیهای آسیایی توکیو مدال طلا را کسب کند و در مسابقات قهرمانی جهان در صوفیه، مدال نقره را به دست آورد. همچنین، در مهرماه سال ۱۳۳۸ (۱۹۵۹)، در چهارمین دوره مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان که در تهران برگزار شد، سومین عنوان قهرمانی جهان خود را با اقتدار ثبت کرد.
در جریان این رقابتها، بوریس کولایف از شوروی تنها کشتیگیری بود که توانست امتیازی از تختی بگیرد، اما باز هم مغلوب او شد. رقبای مجارستانی، لهستانی، فرانسوی، بلغار و ترک نیز همگی توسط تختی و با ضربه فنی شکست خوردند.
غلامرضا تختی کشتی آزاد ایران
غلامرضا تختی کشتی آزاد
تیم ملی کشتی آزاد ایران، که در آن مسابقات با کمک دو مدال طلای غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی وارد میدان شده بود، با وجود امتیاز میزبانی، نتوانست عنوان سومی دورههای پیشین خود را حفظ کند. این ناکامی ادامه داشت و تیم ایران در هفدهمین دوره بازیهای المپیک در سال ۱۹۶۰ (ایتالیا) تا رده پنجم سقوط کرد. تختی، بهعنوان کاپیتان تیم ملی و باتجربهترین کشتیگیر ایران، در وزن هفتم شرکت کرد. او پس از پنج پیروزی متوالی، در مسابقه نهایی برابر عصمت آتلی از ترکیه شکست خورد و به مدال نقره دست یافت.
غلامرضا تختی ژاپن
مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۵۹ که در یوکوهامای ژاپن برگزار شد، نقطه عطفی فراموشنشدنی برای کشتی ایران بود. تیم ملی کشتی آزاد ایران با کسب پنج مدال طلا، یک نقره، یک برنز و یک مقام پنجم، پرافتخارترین حضور خود در تاریخ کشتی جهان را رقم زد و موفق به کسب عنوان نخست این رقابتها شد.
غلامرضا تختی در همین مسابقات و در وزن ۸۷ کیلوگرم حضوری شکوهمند داشت و توانست آخرین مدال طلای دوران پرافتخار ورزشی خود را به گردن بیاویزد.
بازیگری غلامرضا تختی
یکی از اتفاقات مهم زندگی تختی، پیشنهادهایی بود که برای ورود به دنیای سینما به او داده شد. فردین، یکی از دوستان نزدیکش، او را تشویق میکرد تا بازیگری را امتحان کند و به او میگفت: بلور هم بازیگر شد، تو هم بیا و امتحان کن. حتی پیشنهادهای دیگری نیز مطرح شد، مانند بازی در فیلمهای تبلیغاتی. در این میان، یک بار از او درخواست شد تبلیغات عسل انجام دهد. تختی در پاسخ گفت: من با خوردن عسل پهلوان نشدم! خاک و خل خوردم، نان و پنیر غذایم بود، و با تحمل سختیها و پشتکار فراوان تمرین کردم تا به این جایگاه رسیدم.
گلفروشی غلامرضا تختی
یکی از مکانهایی که تختی اغلب به آن سر میزد، گلفروشی رز نزدیک چهارراه تختجمشید (طالقانی فعلی) بود. او گلهای باغچه خانهاش را میچید، دستهگل درست میکرد و برای فروش به گلفروشی میبرد. اما هر بار که به آنجا میرفت، مردم دورش جمع میشدند و با شور و اشتیاق با او صحبت میکردند. تختی هم که نمیخواست این محبتها را بیپاسخ بگذارد، کاری میکرد که عملاً از ده دسته گل، شاید یکی هم به گلفروشی نمیرسید. او با بنز سفیدی که داشت به سمت گلفروشی میرفت؛ ماشینی که برای بسیاری از بچه مدرسهایها جذابیت خاصی داشت. آنها کنار ماشین میایستادند، به بدنه تکیه میدادند و با تختی عکس یادگاری میگرفتند. در این میان، گلفروش که نگران کارش بود، مدام به تختی اصرار میکرد خودش را از نگاه مردم و بچهها دور نگه دارد، اما او اعتنایی نمیکرد و میگفت: مردم برای دیدن من آمدهاند، چرا باید خودم را پنهان کنم؟
مریضی غلامرضا تختی
قهرمان برجسته ایران در شرایطی در این رقابتها حضور یافت که با یک بیماری خطرناک دستوپنجه نرم میکرد. با این وجود، عشق و تعهد عمیق او به ملت ایران، وی را به مصاف بزرگترین قهرمانان جهان کشاند. شدت بیماری به حدی بود که پس از مسابقه فینال، بلافاصله به نیویورک منتقل شد و روز بعد در یکی از بیمارستانهای اصلی این شهر تحت عمل جراحی قرار گرفت.
بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۶، جهان پهلوان تختی علیرغم افزایش سن همچنان عضو تیم ملی بود. هرچند تنها در المپیک ۱۹۶۴ توکیو شرکت کرد، اما در آن رقابتها با بدشانسی از کسب چهارمین مدال المپیکی خود بازماند و به مقام چهارم جهان بسنده کرد. از سوی دیگر، جانشینان تختی در مسابقات جهانی صوفیه (۱۹۶۳) و منچستر (۱۹۶۵) نتوانستند حتی یک امتیاز در وزن هفتم کسب کنند. این ناکامیها همراه با عشق بیپایان ملت ایران به تختی، موجی از درخواستهای مردمی و رسانهای برای بازگشت او به عرصه جهانی را برانگیخت. پهلوان ۳۶ ساله ایران، با وجود نداشتن آمادگی کامل و عبور از سن بازنشستگی، تصمیم گرفت در مسابقات جهانی ۱۹۶۶ (تیرماه ۱۳۴۵) حضور یابد.
در جریان رقابتهای انتخابی مسابقات جهانی ۱۹۶۶، تختی با ارائه عملکردی چشمگیر و پیروزیهای ارزشمند، بهعنوان بهترین کشتیگیر وزن هفتم ایران شناخته شد و راهی آمریکا شد. با این حال، برخی کارشکنیها و رفتارهای نامناسب از سوی افراد و مقامات خاص به روحیه او آسیب جدی وارد کرد
زلزله بوئین زهرا تختی
در ۱۰ شهریور ۱۳۴۱ خورشیدی، برابر با یکم سپتامبر ۱۹۶۲، زمینلرزهای به بزرگی ۷.۲ ریشتر شهرستان بوئینزهرا در جنوب قزوین را لرزاند. در این حادثه، جهانپهلوان تختی بهطور خودجوش توانست موج عظیمی از کمکهای مردمی را برای یاری به آسیبدیدگان بسیج کند. این پهلوان بزرگ صندوقی برای جمعآوری کمک بر گردن انداخت و با پای پیاده از پارک ساعی تا تالار کیهان در خیابان فردوسی حرکت کرد. او با استفاده از بلندگو از مردم درخواست میکرد هرآنچه در توان دارند برای کمک به هموطنان زلزلهزده اهدا کنند. مردان با شور پولهای خود را هدیه میکردند و زنان نیز زیورآلاتی مانند انگشتر، گردنبند یا گوشوارههایشان را در صندوق میریختند.
واکنش مردم و رسانهها به این اقدام انساندوستانه تختی به قدری گسترده و تأثیرگذار بود که به سرعت موجی از خیرین و نیکوکاران را به میدان آورد. دهها کامیون مملو از اقلام کمکی در پاسخ به این فراخوان تهیه شد و برای تحویل به زلزلهزدگان در اختیار تختی قرار گرفت
دزد ماشین تختی
تختی یک بنز ۱۷۰ داشت که همیشه برای تعمیراتش به تعمیرگاه نادر مراجعه میکرد. این تعمیرگاه متعلق به دو شریک بود، علی و آوانس. مردمی که مشکلاتی داشتند، نامههایی به تختی مینوشتند و آنها را از طریق صاحبان تعمیرگاه به او میرساندند.
یک روز که در تعمیرگاه نشسته بودیم، تختی بدون ماشین آمد. از او پرسیدیم ماشین کجاست؟ با خونسردی گفت: دیشب ماشین را دزدیدند.
حدود یک هفته بعد، دوباره در تعمیرگاه بودیم که چند نامه به دست تختی رسید. یکی از نامهها را که باز کرد و خواند، ناگهان با صدای بلند خندید و گفت: این نامه از طرف دزد است! نوشته که ماشینت مقابل شیر پاستوریزه پارک شده و بابت دزدیدن آن شرمندهام.
همراه تختی رفتیم به نشانیای که در نامه ذکر شده بود. ماشین همان جا بود. تختی دورش چرخید و با لبخندی گفت: لاستیکها، تودوزی، ضبط و همه چیز ماشین نو شده!
ظاهراً دزد بعد از اینکه فهمیده بود ماشین متعلق به جهان پهلوان تختی است، از کار خود پشیمان شده و برای جبران، تمام ماشین را بازسازی کرده بود. وقتی سوار ماشین شدیم، تختی رو به ما کرد و گفت: عمو حیدر، بیا هزینهای که برای ماشین من خرج شده است را به خیریه بدهیم.
درگیری تختی با حکومت پهلوی
غلامرضا تختی از سال ۱۳۴۲ چندین بار توسط ساواک احضار شد. پس از ناکامی اطرافیان شاه در جذب او به دربار و حکومت، فشارها بر تختی افزایش یافت. حتی در مقاطعی اجازه ورود به ورزشگاهها هم از او سلب میشد. او پس از وقفهای دو ساله در رقابتهای ورزشی، برای چهارمین بار در بازیهای المپیک شرکت کرد اما این بار نتوانست مدالی کسب کند. بر اساس اسناد ذکرشده توسط میرزایی، ظاهراً حکومت تمایل داشت تختی بدون آمادگی جسمی و روحی در مسابقات شرکت کند تا شکست بخورد و محبوبیتش در میان مردم کاهش یابد. با این حال، مردم همچنان اصرار داشتند که او در مسابقات جهانی حضور داشته باشد.
در کتاب «بچه خانیآباد» به روایتی از برخورد تختی با محمدرضا پهلوی اشاره شده است. روزی محمدرضا پهلوی با لحنی طعنهآمیز به تختی میگوید که شنیدهام ملی شدهاید. تختی در پاسخ میگوید: مگر اعلیحضرت ملی نیستند؟ این جواب تختی باعث خشم محمدرضا پهلوی میشود.
رژیم پهلوی تختی را به شیوههای مختلف تهدید میکرد. به او گفته میشد: ما تو را دستگیر یا زندانی نمیکنیم، اما مرگ تنها با اعدام یا تیرباران نیست. تصادف، غرق شدن در آب و اتفاقاتی از این دست هم راههایی هستند که یک نفر میتواند از بین برود.
اختلاف خانوادگی تختی
تختی چهار روز پیش از مرگش به هتل آتلانتیک تهران رفت. اطلاعات دقیقی درباره علت این اقدام او در دست نیست. برخی اختلافات خانوادگی را دلیل این اتفاق و در نهایت مرگ (یا خودکشی) تختی دانستهاند. این ادعا یک شایعه بود که هیچکس آن را تأیید یا رد نکرد. با این حال، منتقدان در نشریات آن دوران نوشتند که اختلافات خانوادگی موضوع پیچیدهای است و محدود به یک یا دو نوع مشکل نمیشود، بلکه هزار جنبه مختلف دارد. آنها همچنین افزودند که کدام خانواده را میتوان یافت که بدون اختلاف باشد؟ اگر بنا بود هر اختلاف خانوادگی منجر به خودکشی یکی از اعضای خانواده شود، بهویژه سرپرست و بزرگ خانواده، دیگر خانوادهای باقی نمیماند. چنین دیدگاههایی این سوال را مطرح میکند که اگر افراد تصمیم بگیرند به این آسانی میدان را خالی کنند، چه تفاوتی میان انسانهای عادی و قهرمانان جهانی باقی خواهد ماند؟
مجسمه غلامرضا تختی
مجسمه زنده یاد تختی، قهرمان ملی، در موزه آکادمی ورزشی ایالات متحده قرار دارد. او زمانی که مشاهده کرد دست کشتیگیر آمریکایی صدمه دیده است، با یک دست کشتی گرفت؛ این مجسمه تنها با یک دست خلق شده تا تاریخ او را از یاد نبرد.
افتخارات ورزشی غلامرضا تختی
بازی های المپیک غلامرضا تختی
- ۱۹۵۲ هلسینکی: مدال نقره ۷۹ کیلوگرم
- ۱۹۵۶ ملبورن: مدال طلا ۸۷ کیلوگرم
- ۱۹۶۰ رم: مدال نقره ۸۷ کیلوگرم
- ۱۹۶۴ توکیو: چهارم ۹۷ کیلوگرم
قهرمانی جهان غلامرضا تختی
- ۱۹۵۱ هلسینکی: مدال نقره ۷۹ کیلوگرم
- ۱۹۵۴ توکیو: نفر پنجم ۸۷ کیلوگرم
- ۱۹۶۱ یوکوهاما: مدال طلا ۸۷ کیلوگرم
- ۱۹۶۲ تولیدو: مدال نقره ۹۷ کیلوگرم
بازی های آسیایی غلامرضا تختی
- ۱۹۵۸ توکیو: مدال طلا ۸۷ کیلوگرم
مرگ غلامرضا تختی
جهانپهلوان غلامرضا تختی در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۴۶ در هتل آتلانتیک تهران درگذشت. یکی از نکات قابلتوجه درباره او، وصیتنامهای است که دو روز پیش از مرگ خود در یکی از دفترخانههای اسناد رسمی تنظیم کرد. تختی در این وصیتنامه، کاظم حسیبی را بهعنوان سرپرست فرزند خردسالش، بابک (که تنها چهار ماه داشت) معرفی نمود. این اسناد با شماره ۳۴۲۸ در دفترخانه اسناد رسمی شماره ۲۰۲ به ثبت رسید.
پس از درگذشت وی، جبهه ملی علت مرگ او را خودکشی اعلام کرد، اما موضوع همچنان محل بحث است و اختلاف نظرهایی در این زمینه وجود دارد. دولت وقت نیز بر خودکشی تختی تأکید داشت و از وصیتنامه تنظیمشده بهعنوان مدرک اصلی این ادعا یاد میکرد.
در همان روزهای ابتدایی پس از مرگ تختی، برخی از دوستان او که در زمان شستوشوی پیکرش در غسالخانه حضور داشتند، متوجه لخته خونی پشت سر او شدند. حتی روایتهایی از مشاهده حفرهای بزرگ در سر تختی نیز مطرح شد که گمانهزنیها درباره علت مرگ او را پیچیدهتر کرد.
فرضیه قتل تختی به دست ساواک
در سال ۱۳۴۵، تختی بار دیگر در مسابقات جهانی حضور یافت، اما اینبار نیز دست خالی به ایران بازگشت. جلال آل احمد در خصوص مرگ او نوشت که از میان آن جمعیت، هیچکس حتی برای لحظهای به احتمال خودکشی فکر نمیکرد. برخی بر این باورند که حتی اگر تختی اقدام به خودکشی کرده باشد، فشارها و محدودیتهایی که حکومت شاه بر او وارد کرد، وی را به این مسیر سوق داد.
وصیت نامه جهان پهلوان تختی
بسمالله الرحمن الرحیم
از حیث عباده الوحی و الصلاه و السلام محمد صلوات الله الخیر و بعد قال الله تبارک تعالی فی محکم کتاب الکریم. چون پرنده روح شربت ناگوار مرگ را چشیدنی و جامه نارسای موت را پوشیدنی و باید برای این سفر دور و دراز تهیه زاد و توشه و توفیق ربانی و تاکید سبحانی شامل حال آقایی غلامرضا تختی فرزند رجب بشماره شناسنامه ۵۰۰ از بخش طهران ساکن تجریش میدان عزادوله کوچه ژاله شماره ۱۰۸ گردیده و در حال صحت بدن و کمال عقل و شعور و در حالی که تمام آمادگی شرعیه و عرفیه از وی نافذ بود بعد از اقرار به حقانیت خداوند متعال و تصدیق بر رسالت حضرت خاتم الانبیا محمدبن عبدالله و شهادت بر خلافت و امامت حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام و یازده فرزند ائمه معصومین و اقرار بما جاء النبی فی کتابه و سنة نبیه و سنة خلفائه در مقام انشا وصیت برآمد وصی شرعی و قائم مقام قانونی خود قرار داد برادر ابوینی خود آقای محمد مهدی تختی به شماره شناسنامه ۲۶۰۹۵ از بخش طهران قیم بر صغار خود قرار داده آقای مهندس کاظم حسیبی فرزند حاج محمد را که پس از آنکه نامبرده دعوت حق را لبیک و اجابت گفت اولاً (این قسمت ناخوانا است) هفت و چهلم و سال موصی را از ثلث مشاراله به مصرف برساند و ثانیاً و برای جمع آوری، ماترک موصی که طبق اقرار نامبرده در حال حاضر اموال غیر منقول عبارت است از یک قطعه زمین مرزوعی پلاک شماره بیست واقع در احمدآباد لواسان که به شرح برگ مالکیت یکصد و ده هزار ریال تقودیم گردیده. چهارده ساعت و نیم از پانزده ساعت آب در گردش هفت شبانه روزی از قنات احمدآباد لواسان شماره بیست و پنج مبلغ که بین چهارده هزار ریال در برگ مالکیت تقویم گردیده. ۳ دانگ مشاع از یک قطعه باغ مرکبات محصور و مشجر بمساحت ده هزار هکتار اصل واقع در قشلاقی سومی بموجب سند شماره ۲۴۲۲۲ دفترخانه یک چالوس که بشرح سند مرقوم شش دانگ که بین یکصد هزار ریال تقویم گردیده است. دیون مسلمه موصی را از ماترک موصی پرداخت نمود و پس از پرداخت دیون بقیه ثلث ترک موصی متعلق به آقای محمد مهدی تختی (وصی مذکور) و خواهر ابوینی موصی بعنوان خدیجه تختی به شماره شناسنامه ۱۳۰۵۷ و نرگس تختی به شماره شناسنامه ۱۳۰۵۶ که هر دو از بخش طهران میباشند و باید بتملک آنها داده شود و بقیه ماترک موحی را پس از وضع دیون و ثلث مذکور بین وروث موصی تقسیم نمایند. و موصی نامبرده از آقای مهندس کاظم حسیبی قیم صغار استدعا نمود که سرپرستی امور صغیر و یا صغار نهایت کوشش را نمود و از هیچگونه مساعدتی که شرعا و قانونا برای قیم تعیین گردیده دریغ و مضایقه ننماید و نیز بدین وسیله از وصی و دو خواهر خود تقاضا نمود که در همه مورد خداوند متعال را شاهد و ناظر دانسته و در وصیت از صغیر یا صغار موصی بطوریکه در شأن عمو و عمه میباشد کوتاهی و دریغ ننماید و برای اخذ حق ثبت ثلث، ماترک موصی بمبلغ هفتاد و پنج هزار ریال تقویم و این تقویم فقط از نظر حق الثبت مؤثر است به تاریخ شانزدهم دی ماه یک هزار سیصد و چهل و شش خورشیدی برابر پنجم شوال یک هزار و سیصدو هشتادو هفت قمری
محل امضا غلامرضا تختی با احراز هویت موصی تمام.
آرامگاه تختی
آرامگاه تختی در گورستان تاریخی ابنبابویه شهر ری واقع شده است. این گورستان محل دفن چهرههای مشهور ایرانی مانند غلامرضا تختی، علیاکبر دهخدا، میرزاده عشقی و دیگر شخصیتهای برجسته است. بر اساس نظر برخی مورخان، قدمت این مکان به دوره ساسانی بازمیگردد. این گورستان که بیش از دویست سال پیشینه دارد، مساحتی در حدود ۱۰ هکتار را شامل میشود و از نظر وسعت بهعنوان دومین قبرستان بزرگ تهران شناخته میشود. همچنین، ابنبابویه نخستین منطقه در شهر ری بوده که بهصورت اختصاصی برای دفن اموات در نظر گرفته شده است.
بزرگداشت جهان پهلوان تختی
در اردیبهشت سال ۱۳۵۹، مسابقاتی به منظور گرامیداشت یاد او بنیانگذاری شد که از آن زمان تاکنون با عنوان جام جهانپهلوان تختی ادامه دارد. در نخستین دوره این رقابتها، قهرمانان برجستهای از سراسر جهان شرکت کردند که از میان آنها میتوان به احمد آییک، عصمت آتلی، الکساندر مدوید، پتکوف سیراکف و سعید مصطفیاف اشاره کرد. این مسابقات که معمولاً در اواخر زمستان برگزار میشود، به عنوان مهمترین تورنمنت بینالمللی سالانه کشتی در ایران شناخته میشود.
⏬مقالات پیشنهادی برای شما عزیزان⏬
تراکتور سازی امیرحسین حسین زاده بازنشستگی شکیل اونیل سبک بازی رودریگو هرناندز